طرحواره در خانواده

چرا دو خواهر و برادر که در یک خانواده بزرگ شده‌اند، ممکن است طرحواره‌های متفاوتی داشته باشند؟ این پرسش یکی از رایج‌ترین ابهام‌ها درباره طرحواره‌هاست. بسیاری از افراد تصور می‌کنند اگر دو کودک در یک خانواده بزرگ شده‌اند، باید طرحواره‌های یکسانی داشته باشند. اما پژوهش‌ها و تجربه بالینی نشان می‌دهند که معمولاً چنین نیست. دلیل این موضوع آن است که شکل‌گیری طرحواره تنها به رفتار والدین وابسته نیست، بلکه حاصل تعامل چند عامل با یکدیگر است. ۱. خلق‌وخوی کودکان یکسان نیست. هر کودک با ویژگی‌های زیستی و خلقی متفاوتی متولد می‌شود. برخی کودکان حساس‌تر، هیجانی‌تر یا آسیب‌پذیرتر هستند، در حالی که برخی دیگر انعطاف‌پذیری بیشتری دارند. به همین دلیل، دو کودک ممکن است یک رفتار مشابه از والدین ببینند، اما آن را به شکل کاملاً متفاوتی تجربه کنند. ۲. تجربه واقعی فرزندان همیشه یکسان نیست. حتی در یک خانواده، شرایط زندگی در طول زمان تغییر می‌کند. وضعیت مالی، سلامت روان والدین، فشارهای شغلی، تولد فرزند دیگر یا تغییرات خانوادگی باعث می‌شود رفتار والدین با فرزند اول، دوم یا سوم دقیقاً یکسان نباشد. بنابراین، هر کودک در واقع در «نسخه متفاوتی» از همان خانواده رشد می‌کند. ۳. برداشت کودکان از یک رویداد متفاوت است.

آنچه طرحواره را شکل می‌دهد، فقط خودِ اتفاق نیست؛ بلکه معنایی است که کودک از آن برداشت می‌کند. برای مثال، اگر پدری به هر دو فرزند خود بگوید: «باید بیشتر تلاش کنی»، یکی ممکن است این جمله را نوعی تشویق بداند، اما دیگری آن را به این معنا تعبیر کند که «هرگز به اندازه کافی خوب نیستم.» همین تفاوت در تفسیر می‌تواند به شکل‌گیری طرحواره‌های متفاوت منجر شود. ۴. روابط هر کودک با افراد مهم زندگی متفاوت است. والدین تنها افرادی نیستند که بر شکل‌گیری طرحواره اثر می‌گذارند. خواهر و برادرها، پدربزرگ و مادربزرگ، معلمان، دوستان، همسالان و حتی تجربه‌هایی مانند طرد شدن در مدرسه یا زورگویی نیز می‌توانند در شکل‌گیری یا تقویت طرحواره‌ها نقش داشته باشند.

جمع‌بندی بنابراین، نمی‌توان تنها با دانستن شیوه تربیتی والدین، طرحواره‌های یک کودک را پیش‌بینی کرد. طرحواره‌ها حاصل تعامل بین خلق‌وخوی کودک، کیفیت برآورده شدن نیازهای هیجانی، برداشت شخصی کودک از تجربه‌ها و محیطی هستند که در آن رشد کرده است. به همین دلیل، حتی دو خواهر یا برادر که در یک خانه بزرگ شده‌اند، ممکن است الگوهای طرحواره‌ای کاملاً متفاوتی داشته باشند

تمام

نویسنده لیلا صفری روانشناس بالینی